تبلیغات
jinee - بیان عشق
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : jimin
نویسندگان
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
jinee




Hi
من این داستانه رو خعلی می دوستمش
امیدوارم شما هم خوشتون بیاد(رفتم تو فاز ادبیات........نه که خعلی ازش خوشم میاد!!)
خب دیگه
ادامه انتظار شما رو می کشه

یك روز آموزگار از دانش آموزانی كه در كلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تكراری برای بیان عشق،بیان كنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می كنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان كردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین پسری برخاست و پیش از اینكه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان كند،داستان كوتاهی تعریف كرد:یك روز زن و شوهر جوانی كه هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخكوب شدند.

یك قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شكاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات كوچكترین حركتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حركت كرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان كه به اینجا رسید دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.

راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود كه"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."

قطره های بلورین اشك،صورت راوی را خیس كرده بود كه ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به كسی حمله می كند كه حركتی انجام می دهد یا فرار می كند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناك ،با فداكردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 آبان 1391 :: نویسنده : sima
نظرات ()
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:50 ق.ظ
Appreciate the recommendation. Will try it out.
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:36 ق.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this site daily,
this site is truly fastidious and the people are truly sharing
fastidious thoughts.
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:12 ب.ظ
magnificent publish, very informative. I'm wondering why the other specialists
of this sector do not realize this. You must continue your
writing. I am confident, you have a huge readers' base already!
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:26 ب.ظ
hello!,I like your writing very much! proportion we
keep up a correspondence extra approximately your article on AOL?
I require a specialist in this space to solve my problem.

May be that's you! Looking forward to see you.
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:10 ق.ظ
Hi Dear, are you in fact visiting this website daily, if so then you will without doubt get nice experience.
شنبه 9 اردیبهشت 1396 10:42 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice within this article!
It's the little changes that will make the most important changes.
Thanks for sharing!
دوشنبه 21 فروردین 1396 04:35 ب.ظ
I don't even know how I finished up right here, but I
thought this publish was great. I do not understand who you're however certainly you're going to a well-known blogger if you are not already.

Cheers!
شنبه 19 فروردین 1396 09:27 ب.ظ
Thanks on your marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you
are a great author. I will make certain to bookmark your blog and will come back later in life.
I want to encourage yourself to continue your great job, have a nice holiday weekend!
جمعه 11 فروردین 1396 04:11 ب.ظ
It's perfect time to make a few plans for the longer term and
it is time to be happy. I have read this submit and if I
could I want to suggest you some attention-grabbing issues or suggestions.
Perhaps you could write next articles regarding this
article. I desire to read even more things approximately
it!
یکشنبه 19 آذر 1391 06:30 ب.ظ
خوب میشد دوتا شون تکون نخورن
اما آخی گناه داشت
sima نمیشد
بالاخره یکی باید می مرد
آری....
گناه داشتن
پنجشنبه 11 آبان 1391 10:11 ب.ظ
الهی دلم براش سوختچه مرد عاشقی بودخوش به حال زنه
sima آره
اینم یه بار ندادی؟؟؟؟؟؟
به پسرت یاد بده اینارو
پنجشنبه 11 آبان 1391 10:11 ب.ظ
عروس گلم توهم اینقدعاشق پسرم هستینباشی کلتو میکنم
sima ببین پسرت انقد عاشقم هست که من باشم
نگران نباش من هستم
ولی به پسرت نگو پررو می شه ها
پنجشنبه 11 آبان 1391 10:09 ب.ظ
الهی دلم براش سوختچه مرد عاشقی بودخوش به حال زنه
sima آره
ببین گیر ما یکی از اینا گیر میاد؟؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر